|
سلامی دوباره! اینم یکی از بچه ها نوشته ...بخونییید.
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا و دبیر و بچه های کلاس هیشکی نبود. ما سر کلاس بودیم(یادم نیست چه کلاسی!) که معاون تربیتی وارد کلاس شد. گفت که اردوی تهران ردیف شده و...... هزینه اش هم 12هزار تومنه. تا اینو شنیدیم، کلی پریدیم بالا و پایین و خوشحال شدیم. گفتیم عجب اردوی مفتی! همه هستیم!   (از بس این مدت هزینه های هنگفت اردو های جورواجور رو شنیده بودیم! همون 70 هزار تومن و اینا....) بعد این خانم اضافه کرد: بچه ها ببینید ما ظهر از اینجا راه می افتیم که دیگه ناهار با خودتونه، یه چیزی ام واسه شامتون بیارین که شب تو تهران بخورین. شب توی دبیرستان فرزانگان می خوابیم.صبح هم صبحانه می دیم و حرکت می کنیم به سمت نمایشگاه و دیگه چون جمع کردنتون اونجا سخته ، نهار اونروز با خودتونه. شب هم که توی راهیم. شام رو ما بهتون می دیم. تن ماهی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یه دفعه تمام خنده ها فروکش کرد.         گفتیم ببخشید پس این 12 هزارتومن پول چیه؟؟؟؟؟!!!! (غذا که هیچی!!! 12 هزار تومن واسه ماشین؟؟؟؟؟؟؟؟) ببخشیدا ما نیستیم! اینجوری شد که کم کم همه کنار کشیدن جز افراد معدودی که به هدف بهره مندی از کتب مفید راهی "نمایشگاه بین المللی کتاب تهران" شدند. دیگه سفر چیز خیلی جالبی نداشت. فقط این یکی جالب بود: شب آخر توی راه مسولین شرمندمون کردن و یه غذایی بمون دادن که حسابی دلی از عزا دراوردیم!!!!!!!!!!! ما نشستیم توی پارک، رفتن برامون کباب آوردن! یه سیخ کباب گذاشته بودن لای نون سنگک. بعد فکر کنین ما چه جوری خوردیمش!!!!!!!!یعنی دیگه از دستامونو لباسامونو لبو دهنمون همینجوری روغن می ریخت.   !- البته لازم به ذکره که این غذا همراه با گوجه های گنده و دوغ و نوشابه و اینا هم بود.
Medium (Media) Blog
طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا!
دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
|